غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
133
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
با فهم اين مطلب ، معناى عبارت « يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً » برايت تبيين مىگردد . يعنى اينكه هريك از آنان در هر زماني كه امكان واستعدادش اقتضاء كند ، بدان ( چشمه ) دست مىيابد . ( اما ) به وجه ديگرى از تفسير نيز اشاره شده است ، وبر آن أساس لازم نيست كه « عين » منصوب به حذف حرف جرّ فرض شود . پس مقصود از « كَأْسٍ » همان شراب است . ومنظور از « كافور » ، چيزى است شبيه به آن داروى مشهور ، بدون بوى زننده . ومعنى مزاج همان امتزاج واختلاط است . شرابى كافورى ، به دليل شادمانى ، نشاط آسودگى وتقويتى كه در پى دارد ونيز تحريك گرمى طبيعي وفرونشاندن حرارت غير طبيعي وتباهگر . شراب آميخته با كافور كه آن را به اعتدال نيز توصيف نموده ، شرابى است كه نه آن گرمى وحرارت ويرانگر را داراست ونه بوى زننده . نه مستى به همراه دارد ونه خمارى در پى . اين معناى اعتدال در دل واژهء « شراب » نهفته است واز همينرو به شرابى كه مستكننده باشد ، « خمر » گفته مىشود نه « شراب » منظور از « مزاج » همان حرارت وبرودت ظاهري ( طبيعي ) است ، چنانچه عقيدهء جمهور چنين است . مثلا وقتي مىگويند طبيعت زنجبيل گرم است . يعنى گرمىزاست . بنابراين وقتي طبيعت جام كافورى وسرد باشد ، شراب درونش را خنك ساخته وگرمى مهلك آن را از آن مىستاند . « عين » همان آب است يا هرچه شبيه آن باشد . چرا كه « عين » همان طور كه به سرچشمهء آب گفته مىشود به آب جارى سودمند نيز اطلاق مىگردد . لذا مىگويند : عين جارية . بر اين أساس « عَيْناً » مفعول به فعل « يَشْرَبُونَ » است وحاصل تفسير اينكه : ابرار ونيكمردان از جامى خنككننده ، آبى گوارا وشرابى دلچسب مىنوشند . و « تفجير » كناية از فرآهم ساختن أسباب فيضخواهى وفيضرسانى است . ظاهرا آية اشارهاى به حال ابرار در دو نشأه حال ومقام دارد وحال كنونى آن همچون سابق ولاحق آن ، مؤيد اين مطلب است وخداوند اعلم به حقيقت حال است . بر اين أساس ، « كَأْسٍ » مىتواند به معنى افاضهكننده يا مقدمات افاضه باشد وهريك را وجه شبهي است خاص . ودر اين صورت آميختگى با كافور كناية است از اينكه